مطالب مشابه

25 Comments

  1. مجید اصغری زاده

    کسب‌وکار اصلی هیات گردشگری، فروش تعطیلات (به عنوان محصول) است. تا زمانی که این هیات تخصص بازاریابی، منابع و صبر کافی دارد، بازاریابی مقصد در مقایسه با پیچیدگی‌های تصویر ذهنی ملی، ‌کاری نسبتا ساده‌تر است و هیات گردشگری می‌تواند تا حد زیادی از افزایش شمار گردشگران ورودی مطمئن باشد.
    با این حال گردشگری، تاثیرات ثانویه کمتر شناخته‌شده‌ای نیز دارد که آن را تبدیل به یکی از اندک ابزارهایی کرده که به وسیله آن می‌توان «تصویر ذهنی کلی برند» یک کشور را تقویت کرد.بدیهی است که تجربه خوشایند گذراندن تعطیلات در یک کشور، این قدرت را دارد که «تصویر ذهنی برند» آن کشور را به سرعت و حتی برای همیشه در ذهن گردشگر تغییر دهد. اغلب مردم وقتی از کشوری بازدید می‌کنند، تعصبات و پیش‌داوری‌های ذهنی خود را در مورد آن کشور کنار می‌گذارند. این عامل بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که مردم در مورد تعطیلات خود با دیگران صحبت می‌کنند. اگر تعداد افراد بازدید کننده از آن کشور- به‌خصوص گروه‌های جمعیتی بانفوذ- به اندازه کافی باشد، ‌به مرور زمان تبلیغات شفاهی می‌تواند موجب بهبود قابل توجهی در تصویر ذهنی بین‌المللی کشور شود.

    پاسخ
  2. شهرام دواتگر بنام

    نه جانم تا فرهنگمون ساخته نشه تا مرز باز رو درک نکنیم و فکرمون تو قم و جمکران باشه نمی تونیم کشور خوبی برای مخاطبی که از فضای باز تر میاد باشیم ، یادمون باشه وقتی حرف میزنیم نمیشنویم وقتی مشت گره کرده داریم نمی تونیم دست دوستی بدیم

    پاسخ
  3. مریم قهرمانی

    صنعت گردش گری و جاذبه های گردش گری یکی از منابع درآمد هر کشور محسوب میشود
    برند یعنی ساختن یک ذهنیت خوب در ذهن همگان و هر چه این ذهنیت محکم تر و پایدارتر باشد قطعا گردش گران بیشتری را به ان کشور میکشاند
    برند شاید مفهومی فراتر داشته باشد.. برند یعنی امنیت، زیبایی، صنایع دستی خوب، هوای خوب، نطافت و احترام و ادب به گردشگران با هر مذهبی
    پس هر کشوری بتواند امنیت و اطمینان و جذابیت بیشتری داشته باشد قطعا میتواند گردش گران بیشتری راجذبدکند

    پاسخ
  4. علیرضا شعبانی اصل

    در کشور ما کلا بازار گردشگری معنا و مفهوم خاصی ندارد و همه چیز شدیدا با بی برنامه گی مواجه است ما باید به فکر گردشگر هم باشیم نه که تا یه مو و چشم رنگی میبینیم بخوایم تیقش بزنیم این مثالی است که من به شخصه دیدم در جلوی ارامگاه حافظ در شیراز از مردم معمولی و بومی ۳۰۰۰هزار تومن برای بلیط دریافت میکنند ولی از گردشگر مبلغ ۲۰۰۰۰۰ هزار تومن یعنی بیش از هفت برابر تا زمانی که اوضاع به این منوال پیش میرود گردشگری با هر تعداد گام راه به جایی نمیبرد

    پاسخ
  5. محمدمهدی کرداحمدی

    در ساخت برند گردشگری همانطور که در گام ششم اشاره شد احتیاج به داشتن نقاط قوت است تا برند معتبر گردد همانند کالاهای دیگر که اگر کالای با کیفیت انتخاب نگردد برند با شکست مواجه خواهد گردید، متاسفانه در زمینه گردشگری برندینگ با مشکلات زیادی مواجه میباشد که جزو ابتدایی ترین امکانات و استانداردها برای جذب توریست است و تازه بعد از رفع این مشکلات میتوان به مبحث برندینگ پرداخت . زیرساخت های ضعیف کشور نسبت به سایر کشورها از قبیل کیفیت فرودگاه ها یا هتل ها ،فرهنگ ضعیف پذیرش توریست ، مقررات پوشش اجباری و محدودیت مراکز و کلوب های تفریحی ،مراکز خرید نامناسب، باعث گردیده است که انگیزه لازم از اکثر توریست های خارجی و پول خرج کن گرفته شود و فقط شاهد ورود توریست های اغلب مسن و یا توریست های جهانگرد ضعیف که انگیزه ای جز آثار تاریخی پراکنده کشورمان ندارند باشیم البته در اینجا استثنایی هم وجود دارد و آن گردشگری مذهبی است که انگیزه آنها هم عشق به اهل بیت و خودجوش می باشد .

    پاسخ
  6. رضا کلهرنیا

    به نظر من
    برندينگ يك اسلحه استراتژيك براي برنامه ريزي بلندمدت در صنعت گردشگري محسوب مي شود. توسعه و گسترش يافتن برند مي تواند منجر به كاهش بيشتر ريسك براي توسعه محصول، توسعه بازار يا تنوع سازي شود.

    پاسخ
    1. مینا جعفرصابونچی

      آقای کلهر نیا از توجه شما بسیار مچکرم.
      پایدار باشید

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حقوق تمامی مطالب برای مسترویزیتور محفوظ بوده و نقل آن با ذکر منبع بلامانع است.